۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۱۹

ماندگاری مطبوعات در تندباد فضای مجازی

ماندگاری مطبوعات در تندباد فضای مجازی

محمد بقایی ماکان نویسنده و اقبال‌شناس پیشکسوت معاصر است. او دانش‌آموخته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران است.

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جام‌جم نوشت: بقایی ۲۵ جلد کتاب و ۱۰ هزار صفحه راجع به اقبال لاهوری شاعر پاکستانی نوشته و به‌همین سبب در سال ۲۰۰۵ عالی‌ترین نشان فرهنگی پاکستان را از دست پرویز مشرف رئیس‌جمهور وقت پاکستان دریافت کرد. آثار او مشتمل بر ۶۰ کتاب (تالیف و ترجمه) است. تحسین فراقی استاد پاکستانی زبان و ادبیات اردو، بقایی را تنها دانشور ایرانی می‌داند که بیش از همه درباره «افکار اقبال» کتاب تالیف کرده است.

این پژوهشگر ادبی درحال حاضر مشغول گردآوری مجموعه مقالات خود از گذشته تاامروز است و در مطبوعات به چاپ رسیده قصد دارد این مقالات را با نگاهی روزآمد از شکل گفتاری به نوشتاری تغییر داده و منتشر کند. از بقایی همچنین به‌تازگی کتابی با عنوان «از فردوسی تا شفیعی کدکنی» از سوی نشر مروارید به‌چاپ رسیده است. به‌این‌بهانه با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

گفت‌وگوی من و شما به مناسبت روز خبرنگار صورت گرفته و بی‌راه نیست اگر سؤالی درباره جایگاه فعلی مطبوعات و نشریات کاغذی بپرسم، آن‌هم در شرایطی که برخی افراد در جامعه می‌پرسند با وجود فضای مجازی و گستره اطلاعات متنوع در این فضا، مطالعه کتاب کاغذی چه محلی از اعراب خواهد داشت و مطبوعات در دکه‌های روزنامه‌فروشی چه کارکردی دارند؟ پاسخ شما به‌عنوان پژوهشگر و نویسنده‌ای که عمری برای نگارش هر اثر دود چراغ خورده‌ به این گروه چیست؟

مطلبی که به آن اشاره کردید درست است و من هم با شما هم‌نظرم که جامعه ما درحال حاضر نگاه مثبتی به مطبوعات‌، اعم از جراید و کتاب ندارد. این بی‌میلی البته بی‌علت نیست و یک دلیلش همان است که در سؤال به آن اشاره کردید. یعنی جذابیت فضای مجازی که هر مطلبی را در یک چشم‌برهم‌زدن در برابر خواننده می‌گذارد و آن‌دسته از افرادی که به جست‌وجو در اینترنت تقریبا اعتیاد دارند، اخبار و مقالات موردنظر خود را از این طریق به‌دست می‌آورند و گمان‌شان بر این است که اینترنت، از این حیث، فضای آزاد و بازتری را در برابر دیدگان‌شان قرار خواهد داد. آنها ظاهرا بر این تصور هستند که در جامعه ما مطبوعات و کتاب در چنین شرایط و فضایی قرار ندارد. به‌همین علت است که می‌بینیم تعداد روزنامه‌های منتشرشده در سال‌های اخیر چندان که باید چشمگیر نیست و همان تعداد از جراید که منتشر می‌شوند هم از شمارگان قابل توجهی برخوردار نیستند.

درباره کتاب چطور؟

شوربختانه در شرایط فعلی وضعیت کتاب از جراید بدتر است؛ به‌خصوص این‌که آمار ارائه‌شده در یکی‌دو روز اخیر، نشانگر آن است که ۱۳۶ درصد به قیمت کتاب در قیاس با سال گذشته افزوده شده. اگر بخواهیم این رقم را با قیمت پارسال در نظر بگیریم، سرسام‌آور است. این عوامل باعث رویگردانی اهل مطالعه از مطبوعات به‌طور اعم‌، چه روزنامه‌ها و مجلات و چه‌ کتاب شده است.

در واقع می‌توان گفت جذابیت اینترنت و گرانی کتاب دو علت اصلی این مساله هستند؛ حالا بماند که قیمت بعضی از روزنامه‌ها در سال‌های اخیر دلیل هزینه‌های چاپ‌ونشر، به‌اندازه قیمت یک کالای مصرفی خوراکی شده است و همین مسأله باعث شده آن‌دسته از اقشار جامعه که روزمره به خرید روزنامه عادت داشته‌اند، به‌تدریج آن را از کالای سبد مصرفی خانوار کنار بگذارند. به‌روایت آمار، امسال در نمایشگاه مجازی کتاب، تعداد متقاضیان و خریداران کتاب ۸۰ درصد از سال گذشته کمتر بوده که آمار کمی نیست.

بااین‌اوصاف آیا ممکن است روزی نشریات کاغذی دوباره به دوران اوج خود برگردند؟

آن‌دسته از مخاطبانی که اصالت فکری دارند، طبعا ذهن‌شان در هر دوره‌ای و به‌رغم تمام مسائلی که به آن اشاره کردم، متوجه نشریات کاغذی است. چون اصولا لمس‌کردن هر چیز مورد علاقه‌ای روح را تسکین می‌دهد حتی اگر سنگ سیاهی مثل حجرالاسود باشد، در حالی که ممکن است باقی مردم چنین‌حسی نسبت به کتاب و روزنامه نداشته باشند. از این‌رو به‌نظرم مطبوعات کاغذی هم دوباره به جایگاه اصلی خود برخواهند گشت.

ضمن این‌که مخاطب با روی زانو ‌قراردادن کتاب و روزنامه، از تمرکز و تعمق بیشتری برخوردار است و حتی می‌تواند نکات مورد نظر خود را در حاشیه کتاب یادداشت کند. این‌کار لذتی دارد که با گوش‌کردن کتاب‌های صوتی و خواندن خلاصه اخبار در فضای مجازی برابری نمی‌کند. مضاف بر این، خواننده تمرکزی را که بر نشریات کاغذی دارد در فضای مجازی به‌دست نمی‌آورد.

به‌تازگی کتاب «از فردوسی تا شفیعی کدکنی» به‌قلم شما به چاپ رسیده است.این درحالی است که در سال‌های اخیر انتشار کتاب‌هایی بااین محور کم نبوده است. بااین‌حال، وجه تمایز این اثر با سایر آثار موجود در این ارتباط چیست؟

این کتاب همان‌طور که از اسمش پیداست، شاعران زبان فارسی از فردوسی تا شفیعی کدکنی را دربر می‌گیرد و طبعا شاعران کلاسیک، نوسرا و معاصر را شامل می‌شود. از این بابت کتاب‌هایی در سال‌های اخیر یا بهتر بگویم در چند دهه اخیر منتشرشده که می‌توان گفت شرح زندگی و بررسی آرا و افکار این شاعران است. هرکدام از این مؤلفان که برخی از آنها خارجی و تعدادی هم ایرانی هستند، به این موضوع پرداخته‌اند و شاعرانی را به انتخاب خود مورد بررسی قرار داده‌اند. بعضی‌ها به‌لحاظ ادبی و بعضی دیگر به‌لحاظ تاریخی-‌اجتماعی و برخی هم از منظرهای دیگر.

نکته این است که تعدادی از این کتاب‌ها این‌قدر شبیه‌به‌هم است که می‌شود گفت خواننده با مطالعه یکی از اینها دیگری نیازی به وقت‌گذاشتن برای خواندن کتاب‌هایی از این‌دست نخواهد داشت. بنابراین من یک عنوان دوم برای این کتاب در نظر گرفته‌ام که «نگاهی دیگر به عرصه شاعری» نام دارد. مقصود من از عنوان دوم این کتاب این است که اگر خواننده‌ای به مطالعه این کتاب‌ها علاقه داشته باشد، توجه کند که این کتاب شباهتی به دیگر آثار مشابه ندارد. در این کتاب، به این شاعران از منظری خاص نگریسته شده که به‌واقع نگاهی متفاوت است و پیشتر، دیگر مؤلفان و محققان، به آن نپرداخته‌اند.

درحقیقت، موضوعات تازه‌ای درباره شاعران این کتاب مطرح شده است که ممکن برای مخاطب تازگی داشته باشد. شعر فارسی، دریای بی‌کرانه‌ای است که از هر منظری جلوه‌ای چشمگیر و دلنواز دارد. زیبایی امواج این بحر همیشه خروشان پیوسته زبانزد اهل نظر بوده و ستایندگان بزرگی در میان شاخص‌ترین شخصیت‌های فرهنگی جهان داشته است. برخی از چهره‌های این عرصه چنان در عالم شهره‌اند که نام‌شان یادآور نام ایران است.

من در کتاب حاضر، به تحلیل آثار و اندیشه‌های شماری از برجسته‌ترین سرایندگان کهن و برخی از شاعران تاثیرگذار نظیر فردوسی، منوچهری، ناصرخسرو، خیام، سنایی، عطار، نظامی گنجه‌ای، سعدی، مولانا، حافظ، اقبال لاهوری، اشرف‌الدین حسینی (نسیم شمال)، نیما یوشیج، مهدی اخوان‌ثالث، احمد شاملو، نصرت رحمانی، سهراب سپهری، نادر نادرپور و شفیعی‌کدکنی پرداخته‌ام.

در روزهای اخیر در سطح شهر، با بعضی از بیلبوردهایی مواجه می‌شویم که به‌قیمت جذب مخاطب نسبت به تبلیغات کالاهای مختلف، کلمات را به‌شکل پاره‌پاره و به‌هم‌ریخته می‌نویسند. از دید شما چنین حرکت‌هایی به پیکره زبان فارسی آسیب وارد نمی‌کند؟

مهم‌تر از کلمات به‌هم‌ریخته در تبلیغات شهری، غلط‌های نگارشی و املایی است که شوربختانه مصطلح و رایج شده‌اند. نمونه آن تلفظ کشور «عمان» است که اغلب گویندگان اخبار آن را با تشدید روی میم ادا می‌کنند، درحالی که این کلمه تشدیدی ندارد. ما یک کلمه «امان» داریم که پایتخت اردن است و یک کلمه «عمان» که کشوری در حاشیه خلیج‌فارس است و باید بدون تشدید تلفظ شود. یا کلمه «کنگره» که باید با سکون روی حرف «گ» ادا شود و دراین‌صورت است که معنی گردهمایی می‌دهد، ولی می‌بینیم که در اغلب موارد، این کلمه به‌شکل کسره زیر «گ» تلفظ می‌شود که به‌معنی دندانه است.

بنابراین از نهادهای متولی مانند وزارت فرهنگ، فرهنگستان زبان‌وادب فارسی، صداوسیما و... انتظار می‌رود نهایت درایت و دقت خود را در رواج چنین واژگانی به‌کار بگیرند تا این کلمات به‌درستی در جامعه متداول و به‌کار گرفته شوند. تنها دراین‌صورت است که علاقه‌مندی به زبان فارسی عملی می‌شود. در غیر این‌صورت، تعصب نسبت به این حیطه تنها در حد شعار باقی می‌ماند. به‌قول کانت «حقیقت آن است که در عمل مفید افتد. وگرنه حرف زیبا زیاد زده می‌شود.

کد مطلب 6912145

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha